اشعاری در باره خدا و امامان و معصو مین
دلنوشته هایم در باره خدا و امامان و معصومین
یکشنبه 10 اردیبهشت 1391 :: 18:38 ::  نويسنده : ffathi20

اسماعیل راضی عزیز کرده خندان

آماده با خضوع نشسته بود در ان مکان

چاقوی تیز و سنگین و تند و برنده

نکرد اثر بر نوجوان لب بر خنده

ابراهیم نبی کرد چند بار تکرار و تند

اما چاقوی تیز او به امر خدا شد کند

در دل ابراهیم شده غوغایی به پا

که جرا قبول نکرد قربانیش را خدا

ناگهان قوچی آماده شد ز سوی ربالعالمین

ان قوچی که کمین کرده بود بر روی زمین

ندایی امد از ان بالا ز نبی خدا

که قبول شد حرکتت ای ولی خدا

پذیرا شد حق ز ان دعوتش

کرد قبول حق ز آن حرکتش




 
 
 
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران