اشعاری در باره خدا و امامان و معصو مین
دلنوشته هایم در باره خدا و امامان و معصومین
شنبه 01 خرداد 1395 :: 09:30 ::  نويسنده : ffathi20

 خدای من چشم انتظار مهدی موعودم و

منتظر آن منجی بشریتم

تا که آید و دلهای خفته را بیدار

و گناهکاران را هوشیار کند

تا هیچ کسی جرات نکند زمین خدا را الوده به گناه سازد.

برسان مهدی موعود را  به ما عاشقانش هر چه زودتر

تا که از غربال تنگ جدا کند همه را

بیرون ایند عاشق خدا از ان غربال تنگ آسان

گنهکاران به تکاپو افتند وبه سزای اعمالشان رسند و تا با ظهورش

 جهان پر از عدل و داد شود.

 

میلاد مهدی موعود بر همه عاشقانش مبارک باد



 

            

 


 



یکشنبه 23 اسفند 1394 :: 23:19 ::  نويسنده : ffathi20

رفت بانوی اسلام سوی خدا آن فاطمه
زغم و جور و جفا شد رها آن فاطمه
جدا شد و رفت از این جهان خاکی آن فاطمه
سوی خالقش که باشد حق تعالی آن فاطمه
دلسروده ای از فرخ لقا فتحی



شنبه 15 اسفند 1394 :: 06:48 ::  نويسنده : ffathi20

 

با ظهور مهدی  شود دنیا پر از عدل و داد

جهان را کن اباد چون  ظلم می کند بیداد

دل مشتاقان ز دیدار تو شد بی تاب

 ظاهر شو و گیر دست آن یاران ناب

 



چهارشنبه 05 اسفند 1394 :: 07:30 ::  نويسنده : ffathi20

آرامش روح و روان است نماز

نیایش خدای مهربان است نماز

ارتباط خالق و مخلوق است نماز

ملاقات عاشق و معشوق است نماز



پنج‌شنبه 08 بهمن 1394 :: 07:25 ::  نويسنده : ffathi20

مهدی جان مولای من ولی نعمت من

....................................

بیا و تو پر کن جهان را  به عدل الهی

بیا و تو پر کن جهان را به شور الهی

بیا و  تو دور کن همه کار و خطایی

بیا و تو دور کن همه شوم و سیاهی

بیا و درو کن  همه غم و جدایی

بیا و درو کن همه کبر و ریایی

بیا و تو جمع کن  همه یار و سپاهی

بیا و تو جمع کن  همه ظلم تباهی



دوشنبه 05 آبان 1393 :: 23:49 ::  نويسنده : ffathi20

حسین ز جبر زمانه ترک کرد حجش را یکباره

کردند دعوت کوفیان او را همواره

بزرگان کوفه گویند هستیم شما را حامی

خواندند و ز یاد بردند که دادند پیامی

حسین و یاران وقتی رسیدند کوفه

دیدند که نیست آن عهد و پیمانه

دادند دست بیعت به آن امام بزرگوار

تا آخرین قطره خود دهند در آن دیار

کرد حسین مظلوم یاران را تفهیم

باید جان فدا کنیم و نشویم تسلیم  

در دل حسین مظلوم شد آشوبی به پا

چگونه اهل بیتش را کند  جابجا

اهل بیتی که در آن بود چند کودک

کودکی شش ماهه همچو  عروسک  

در میان یارانش بود آن دلاور هوشیار

ابو الفضل العباس برادر آن بررگوار

گوید آن شیر ژیان به برادر در آنجا

کنیم جان خود فدا در ره دین و خدا

حسین مظلوم  اگاه بود در آن زمان

 عاقبت یارانش شهادت باشد ز آن امتحان

حسین مظلوم لبیک گویان و عاشق بود

حسین مظلوم  راهی که می رفت حق بود

 

 

 


 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 


 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 


 



 

 

 

 

 

 

 



دوشنبه 21 مهر 1393 :: 14:34 ::  نويسنده : ffathi20

قربانگاه حاضر امتحان شروع

ابراهیم حاضر اسماعیل با خضوع

ابراهیم کوه استوار و پا بر جا

امتحان الهی کرده او را به پا

هاجر آن همسر نبی بود شفیق

رو به ابراهیم کرد و گفت ای رفیق

چگونه راضی شوی اطاعت کنی آن کار را

کاری سخت و دشوار و طاقت فرسا را

سالها در دل داشتی حسرت کودکی

چگونه راضی شوی او را قربانی کنی

اید سر راه همسر نبی آن شیطان رانده

قصد دارد همسر نبی را کند بی اراده

هاجر آن مادر دلسوز و بی طاقت

زد با سنگ آن شیطان دیو صفت

عاقبت هاجر آن همسر با معرفت

داد رضایت به آن امر پر برکت

ابراهیم در آن مکان که بود قربانگاه

کرد حاضر اسماعیل را در آن جایگاه

خواست بداند اگر رسد هراسی

چگونه ز خود دور سازد شود خلاصی

کوه ایمان و اراده آن نبی خدا

کرد جنگ با نفس خود آن ولی خدا

هیچ تردیدی در او نکرد تاثیر

 دائما حق را می گفت تکبیر

سوی اسماعیل رفت آن مرد خدا

تا در راه خدا آماده کند قربانیش را

اسماعیل با دل راضی و لب خندان

نظاره می کرد از دور زیر نور تابان

عاقبت ابراهیم خلیل در آن زمان

گفت لبیک به آن امر خطیر در آن مکان

اسماعیل راضی عزیز کرده خندان

آماده با خضوع نشته بود در آن مکان

چاقوی تیز و تند و سنگین و برنده

نکرد اثر بر آن نوجوان لب بر خنده

ابراهیم نبی چند بار کرد تکرار و تند

اما چاقوی تیز به امر خدا شده بود کند

در دل ابراهیم شد ه غوغایی به پا

که چرا قبول نکرد آن قربانی را خدا

ناگهان فوچی آماده شد ز سوی رب العالمین

آن قوچی که کمین کرده بود بر روی زمین

ندایی آمد از آن بالا به نبی خدا

که قبول شد حرکتت ای ولی خدا

پذیرا شد حق ز آن دعوتش

کرده قبول حق آن حرکتش

ابراهیم خلیل در آن مکان به امر خدا

کرد آن قوچ را قربانی به دستور خدا

حرکت آن نبی شد نوید دادند ویرا

مژده که بنا کن آن مکان عظیم را

ابراهیم کوه اراده شد آماده تصمیم

لبیک گویان شروع کرد آن امر فهیم

عاقبت آن نبی با سعی و کوشش

ساخت بنایی که بر پا کرد آن جنبش

سوی حق آمد ندایی به آن نبی خدا

طواف کن دور کعبه ای ولی خدا

ابراهیم خلیل کرد از آن امر اطاعت

هفت بار رفت دور کعبه با متانت

آن مکان عظیم شد  آن جایگاه

جایگاه مشتاقانی که شوند اگاه

آن روز نامیده شد عید فربان

 شوند غرق شادی در آن مشتاقان

ان مکان عظیم نامیده شد کعبه

طواف کنند هر ساله دور کعبه آن بنده

هر ساله شور عظیمی شود بر پا آنجا

مسلمانان جهان همگی شوند پا بر جا

عید قربان و آن مراسم حقش

شده آداب و دینی و آن رسمش

هر ساله شود تکرار آن حرکت

حرکت عظیم و پر شور و پر برکت

روند و گردند مشتاقان دور کعبه

کنند طواف همگان دور کعبه

لبیکی که حجاج گویند در آن مکان

 دل مشتاقان را غوغا کند در آن زمان

گردند حجاج دور کعبه آامال قلبها

شویند با اشک  و ذوق زنگار دلها

بندند عهد همگی در آن بنا

کنند دین حق را همیشه پا بر جا

عید قربان یک دعوت است

دعوت الله به آن حرکت است

نشان دهند آن شور عظیم قربان

به جهانیان که همگی شدن حیران

عید قربان کند بیدار دلها را

می زداید زنگار سیاه قلبها را

زائران گردند دور کعبه آمال وجود

خوانند آنان را حاجی که شدند پر سود

دست پر برگردند به سوی کاشانه

تا که گویند آن شور را به هر بیگانه

شوند مصمم همچو کوه اراده

آن اراده که کند مصمم آن بنده

هیچ پتکی  سست نکند آن کوه را

کوه پا بر جای ایمان و اراده را

شکر لله می کنیم ما همگی

سوی حاجی می رویم ما همگی







 

 

 

 




یکشنبه 20 مهر 1393 :: 10:47 ::  نويسنده : ffathi20
خم مکانیست گرد هم آیند مریدان
گرد محمد مصطفی آن شمع سوزان
مریدانش مثال پروانه های عاشقند
عاشق محمد مصطفی که لایقند
مریدان به دور مرد خدا حلقه زدند
در پناه شمع وجودش در دل او را ستودند
گردند دور شمعی که محمد مصطفی است
آن محمدی که نبی حق تعالی است
گرم کردند دلها را ز آن شمع وجود
می زدودند زنگارها را ز دلهای خمود
تا که روشن شود آیینه دلشان ز آن زنگار
دور کنند زنگارها را که غم راکند انکار
مریدان آن مرد خدای لایق
می نشینند گرد هم همچو گل شقایق
گوید آرام آرام آن مرد خدای دانا
زیر گوش مریدان خواند آن ندا
هر که کند مرا راضی
راضی از خدا که باشد قاضی
گوش به وصیتم که آمده از قاضی
از قاضی که همه هستند از او راضی
سوی علی که بود لایقترین یارانش
کرد نشانه محمد مصطفی سوی مریدانش
گوید آرام آرام رسول خدا با مریدان
آرام آرام با دلی شاد و لبی خندان
زمزمه کند محمد مصطفی آن نبی خدا
که علی مرتضی لایق باشد و با وفا
سوی مریدان کرد آن نبی ولی
هر که مرا خواهد کند علی را یاری
مریدانش شنیدند کلام نبی
غرق شادی شدند یاران آن ولی
عهد و پیمان بستند با آن نبی
همه حال و همه جا باشند با علی
گوش فرا دادند همگی به وصیت نبی
نبی خدایی که دلها را ز خود کند راضی
شد آسوده خیال محمد آن نبی خدا
قبل رفتن سوی حق محمد آن ولی خدا
شکر لله کنند یاران در آن مکان
مکانی که خم خوانند در آن زمان
آن روز نامیده شد عید غدیر
غدیری که یاد کنند از آن سفیر
شیعیان جشن گیرند همه سال
عید غدیری که بود بی مثال
یاد کنند همگان از غدیر و آن نبی
که عزیز مریدانش بود آن علی
مریدان دست یاری دادند به نبی
سوی محمد مصطفی که بود ولی
خم شود یادگاری همچو عید غدیر
خم شود جایگاه به یاد ماندنی آن سفیر
همگان هر ساله یاد کنند از آن ولی
ولی خدایی که همه دانند هست نبی
عید غدیر شود جشن سادات جهان
ساداتی که بوی مصطفی ارد بر همگان
سوی سیدی می رویم ما همگی
دست یاری می دهیم ما همگی





شنبه 03 خرداد 1393 :: 16:51 ::  نويسنده : ffathi20


 
 
 
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران