اشعاری در باره خدا و امامان و معصو مین
دلنوشته هایم در باره خدا و امامان و معصومین
شنبه 22 خرداد 1395 :: 10:32 ::  نويسنده : ffathi20

دنیا محل کاشت و اخرت  زمان برداشت ( چه اخرت اون دنیا و چه اخر عمر ) .



چهارشنبه 19 خرداد 1395 :: 20:53 ::  نويسنده : ffathi20

روزه گیریم تا که دانیم درد مستضففان در کاشانه
تا درک کنیم چه می کشند بیچارگان در این زمانه



چهارشنبه 19 خرداد 1395 :: 20:47 ::  نويسنده : ffathi20

از بین برد غیبت گر کنی همه عمر عبادت 
گرد گناهی نگردید فاصله گیرید ز غیبت



شنبه 01 خرداد 1395 :: 09:30 ::  نويسنده : ffathi20

 خدای من چشم انتظار مهدی موعودم و

منتظر آن منجی بشریتم

تا که آید و دلهای خفته را بیدار

و گناهکاران را هوشیار کند

تا هیچ کسی جرات نکند زمین خدا را الوده به گناه سازد.

برسان مهدی موعود را  به ما عاشقانش هر چه زودتر

تا که از غربال تنگ جدا کند همه را

بیرون ایند عاشق خدا از ان غربال تنگ آسان

گنهکاران به تکاپو افتند وبه سزای اعمالشان رسند و تا با ظهورش

 جهان پر از عدل و داد شود.

 

میلاد مهدی موعود بر همه عاشقانش مبارک باد



 

            

 


 



یکشنبه 23 اسفند 1394 :: 23:19 ::  نويسنده : ffathi20

رفت بانوی اسلام سوی خدا آن فاطمه
زغم و جور و جفا شد رها آن فاطمه
جدا شد و رفت از این جهان خاکی آن فاطمه
سوی خالقش که باشد حق تعالی آن فاطمه
دلسروده ای از فرخ لقا فتحی



شنبه 15 اسفند 1394 :: 06:48 ::  نويسنده : ffathi20

 

با ظهور مهدی  شود دنیا پر از عدل و داد

جهان را کن اباد چون  ظلم می کند بیداد

دل مشتاقان ز دیدار تو شد بی تاب

 ظاهر شو و گیر دست آن یاران ناب

 



چهارشنبه 05 اسفند 1394 :: 07:30 ::  نويسنده : ffathi20

آرامش روح و روان است نماز

نیایش خدای مهربان است نماز

ارتباط خالق و مخلوق است نماز

ملاقات عاشق و معشوق است نماز



پنج‌شنبه 08 بهمن 1394 :: 07:25 ::  نويسنده : ffathi20

مهدی جان مولای من ولی نعمت من

....................................

بیا و تو پر کن جهان را  به عدل الهی

بیا و تو پر کن جهان را به شور الهی

بیا و  تو دور کن همه کار و خطایی

بیا و تو دور کن همه شوم و سیاهی

بیا و درو کن  همه غم و جدایی

بیا و درو کن همه کبر و ریایی

بیا و تو جمع کن  همه یار و سپاهی

بیا و تو جمع کن  همه ظلم تباهی



دوشنبه 05 آبان 1393 :: 23:49 ::  نويسنده : ffathi20

حسین ز جبر زمانه ترک کرد حجش را یکباره

کردند دعوت کوفیان او را همواره

بزرگان کوفه گویند هستیم شما را حامی

خواندند و ز یاد بردند که دادند پیامی

حسین و یاران وقتی رسیدند کوفه

دیدند که نیست آن عهد و پیمانه

دادند دست بیعت به آن امام بزرگوار

تا آخرین قطره خود دهند در آن دیار

کرد حسین مظلوم یاران را تفهیم

باید جان فدا کنیم و نشویم تسلیم  

در دل حسین مظلوم شد آشوبی به پا

چگونه اهل بیتش را کند  جابجا

اهل بیتی که در آن بود چند کودک

کودکی شش ماهه همچو  عروسک  

در میان یارانش بود آن دلاور هوشیار

ابو الفضل العباس برادر آن بررگوار

گوید آن شیر ژیان به برادر در آنجا

کنیم جان خود فدا در ره دین و خدا

حسین مظلوم  اگاه بود در آن زمان

 عاقبت یارانش شهادت باشد ز آن امتحان

حسین مظلوم لبیک گویان و عاشق بود

حسین مظلوم  راهی که می رفت حق بود

 

 

 


 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 


 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 


 



 

 

 

 

 

 

 



 
 
 
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران