اشعاری در باره خدا و امامان و معصو مین
دلنوشته هایم در باره خدا و امامان و معصومین
دوشنبه 13 آذر 1391 :: 12:04 ::  نويسنده : ffathi20

رضای عزیز دانست رسید اخر زندگیش

به دست پسر عمش بی فروغ شود هستیش

مامون سوی پسر عمش کرد تعارف ان خوشه انگور

گرفت امام قریب ان خوش انگو را به زور

نداشت میلی به ان انگور مسموم ان رضا

لاجرم گرفت ان خوشه را چونکه متین بود و با وفا









 
 
 

نظرات کاربران

دیدگاه خود را با ما در میان بگذارید

ثبت نام کاربران

در چند ثانیه حساب کاربری خود را بسازید

قبلا ثبت نام کرده‌اید؟

ورود کاربران

خوش آمدید! لطفا وارد حساب خود شوید

حساب کاربری ندارید؟