|
اشعاری در باره خدا و امامان و معصو مین دلنوشته هایم در باره خدا و امامان و معصومین دوشنبه 18 اردیبهشت 1391 :: 12:23 :: نويسنده : ffathi20
زینب کبری ز بردباریش شود ان الگوه استوار زبان زد عام و خاص شود آن اسطوره پایدار تحمل غم جانکاه برادر کرد او را محکم و زبده غم و غصه شهادتش هر گز نکرد او را افسرده زینب کبری در کربلا چشید سرد و گرم زمانه تا فولاد آبدیده ای شود و کند یزیدیان را محاکمه با نطقش مشت محکمی زند بر دهان ستمگران در آن زمان ارشدشان بود یزیدملعون و دیگر تبهکاران لبیک گفتندبه حسین هفتاد و دو تن از یارانش یارانی که باشند در آن امر مهم خیر خوا و خواهانش دادند یاران حسین دست بیعت به سوی آن بزرگوار آخرین قطره خون خود ریزند در ره خدا در ان دیار کرد امام حسین در صحرای کربلا یارانش را تفهیم باز گشتی ندارد جان فدا کنیم نشویم تسلیم
شنبه 16 اردیبهشت 1391 :: 17:35 :: نويسنده : ffathi20
سوی مریدان کردآن نبی ولی هر که مرا خواهد کند علی را یاری مریدانش شنیدند آن کلام نبی خدا غرق شادی شدند یاران آن ولی خدا عهد و پیمان بستند با آن نبی ولی همه حال و همه جا باشند با علی گوش فرا دادند به وصیت آن نبی نبی که دلها را ز خود کند راضی شد آسوده خیال آن نبی خدا فبل رفتن سوی سوی حق آن ولی خدا
جمعه 15 اردیبهشت 1391 :: 22:22 :: نويسنده : ffathi20
حسین و یارانش وقتی رسیدند کوفه دیدند که دیگر نیست ان عهد و پیمانه لاجرم رفتند سوی صحرای کربلا خیمه زدند در آنجا که بود صدها بلا اهل بیتش همه بودند خرد و کلان کنند در آن مکان سوال ز آن بزرگان چرا کوفیان هستند آنقدر بد قول خوانند حسین را و فرامو ش کنند قول چهارشنبه 13 اردیبهشت 1391 :: 08:21 :: نويسنده : ffathi20
بنا نهد دین اسلام و هدف مقدسش محمد مصطفی شود رییس دینش
زتولدش فخر فروشند همه عالمیان صاحب همچو رسولی شوند مسلمانان خالق ز خلقت محمد فخر فروشد در کائنات محمد مصطفی باشد با ارزشترین مخلوفات
سهشنبه 12 اردیبهشت 1391 :: 08:45 :: نويسنده : ffathi20
خم مکانیست گرد هم آیند مریدان گرد محمد مصطفی ان شمع سوزان مریدانش مثال پروانه های عاشفند عاشق آن محمد مصطفی که لایقند مریدان به دور مرد خدا حلقه زدند در پناه شمع وجودش ز دل او را ستودند گردند دور شمعی که گل محمدی است ذوق وشوق مریدانش پر زخنده و شادی است گرم کردند دلها را ز آن شمع وجود می زدودند زنگار ز آن دلهای خمود تا که روشن شود آیینه ز زنگار دور کند زنگار که غم را کند انکار
دوشنبه 11 اردیبهشت 1391 :: 06:44 :: نويسنده : ffathi20
فرزند کاظم حذر کرد ز جور جفای زمانه کوچ کرد ز مدینه تا به طوس رود میان بیگانه امام هشتم رضا رفت ز عرب به عجم تا شود مهمان خانه مامون ان پسر عم آمد ان امام همام تا شود او را مهمان رسم مهمان نوازی نداند ان میزبان نقشه کشید آن ملعون تا کند رضا را مسموم تا شهید حق شود ز ره دین خدا رضای مظلوم نداشت رحمی ز پسر عمش آن ملعون چشم بصیرتی نداشت آن بی مروت دلی داشت بی مهر و پر ز غرور نخوت
یکشنبه 10 اردیبهشت 1391 :: 18:38 :: نويسنده : ffathi20
اسماعیل راضی عزیز کرده خندان آماده با خضوع نشسته بود در ان مکان چاقوی تیز و سنگین و تند و برنده نکرد اثر بر نوجوان لب بر خنده ابراهیم نبی کرد چند بار تکرار و تند اما چاقوی تیز او به امر خدا شد کند در دل ابراهیم شده غوغایی به پا که جرا قبول نکرد قربانیش را خدا ناگهان قوچی آماده شد ز سوی ربالعالمین ان قوچی که کمین کرده بود بر روی زمین ندایی امد از ان بالا ز نبی خدا که قبول شد حرکتت ای ولی خدا پذیرا شد حق ز ان دعوتش کرد قبول حق ز آن حرکتش شنبه 09 اردیبهشت 1391 :: 23:35 :: نويسنده : ffathi20
زائران با ان حضرت درد دل کنند سر قبر رسول الله هر چه غم و غصه دارند جای گذارند سر قبر رسول الله سر مشق و عبرت همگان باشد ان گل محمدی دلربا عالم بشریت همگی افتخار کنند ز ان گل محمدی دلربا پند و اندرز فراوان دهد محمد مصطفی آ ن گل محمدی در زندگانی بکارش گیرند ز محمد مصطفی آن گل محمدی
درباره وبلاگ آخرین مطالب آرشيو وبلاگ پيوندها نويسندگان |
|||
|
|